"حسین" ، در نزد شیعیان و آگاهان از اهداف و آرمانهای او ، تنها اسمی برای یک شخص نیست ، بلکه این نام (حسین) ، نماد ژرف هدایت است ، و رمز قهرمانی و انسانیت و آرمان ؛ و سرلوحۀ دین و شریعت است ، و سرفصل فداکاری در راه حق و جانبازی در راه عدالت ؛ چنانکه نام ِ "یزید" نماد فساد و تباهی و استبداد است و هتک مقدسات و نشر فجور و رذالت ...
بنابر این ، زنده نگاهداشتن حماسۀ حسینی و جهاد او و آرمان او ، به معنای زنده نگاهداشتن حق و نیکی و آزادی است ، و تجدید خاطرۀ جانبازیهای حسین "ع" و خاندان و یاران او در راه این اهداف مقدس ... و این نام و این حماسه ، همواره ، فریادی است پر طنین در برابر هر حاکمی ستمگر و همکاران او ، و هر اسرافگری که با مصالح ملتی بازی می کند ... هدف ِ زادۀ معاویه از خرد کردن اهل بیت پیامبر "علیهم السلام" ، این بود که نور خدا ( شعاع هدایت الهی) را خاموش کند ، تا از نو حکومت بر انسانها از آن ِ شرّ و ستم شود ... و با خود می پنداشت که در این هدف پیروز گشته است ، و با کشتن امام حسین "ع" به هدف خود دست یافته است ؛ لیکن این خیالی بود واهی و زودگذر ، زیرا بزودی سلطنت بنی امیه نابود شد ، و یاد و خاطرات شورانگیز کربلا و آرمانهای والای حسینی زنده شد ، و همچنان تا روز رستاخیز زنده خواهد ماند .
و این حقیقت را ، بانوی قهرمان ، حضرت زینب کبرا "سلام الله علیها" ، با صراحت و شهامت ، در سخنانی که به یزید گفت ، ابراز داشت :
" اَظَنَنتَ یا یَزید ! حَیثُ أخَذتَ عَلَینا أقطارَ الأرضِ و آفاقَ السَّماء ، فأصبَحنا نُساقُ کما تُساقُ الأساری ، أنَّ بِنا علی اللهِ هَوانا وَ بکَ علیه کرامة ؟! ... فَمَهلا ، مهلا ... فَوَاللهِ ما فَرَیتَ الّا جِلدَک ، و ما حَزَزتَ الّا لَحمَک ... و لَئِن جَرَّت علَیَّ الدَّواهی مُخاطَبَتَک إنّی لَاستَصغِرُ قدرتَک ، و أستَعظِمُ تقریعَک ، و أستَکثِرُ توبیخَک ؛ و لَئِن اتَّخَذتَنا مَغنَما ، لَتَجِدُنا وَشیکا مَغرَما ، حینَ لا تَجِدُ الّا ما قَدَّمَت یَداک ... فَکِد کَیدَکَ ، وَ اسعَ سَعیَک ، و ناصِب جَهدَک ، فوَاللهِ لا تَمحو ذِکرَنا ، ولا تُمیتُ وَحیَنا ، و لا یُرحَضُ عَنکَ عارُها ، و هل رأیُک الا فَنَدٌ ؟ و ایّامُکَ الا عَدَدٌ ، و جَمعُکَ الا بَدَدٌ؟...
- ای یزید ! آیا خیال کرده ای ، اینکه روزگار را بر ما تنگ کردی و جهان را تیره ساختی ، و ما را مانند اسیران در شهرها گرداندی ، به این معنی است که ما نزد خداوند منزلتی نداریم ، و تو نزد خدا مکرّمی ؟! ... سر جای خود بنشین و باز هم بنشین که هرگز چنین نیست ؛ به خدا سوگند تو فقط پوست خود را کندی ، و کالبد خویش را دریدی ( خودت را خوار و خُرد و رسوا کردی )... اگر اکنون این حوادث تلخ مرا مجبور ساخته است که با چون تویی همسخن شوم ، این را بدان کهن من قدرت تو را بسیار ناچیز می دانم ، و تو را از آن پست تر می شمارم که نکوهشت کنم ، و قابل آن نمی دانم که زبان به سرزنشت گشایم .
اگر می پنداری که از شهادت و اسارت آل محمد سود بُرده ای ، بزودی خواهی دید که زیان کرده ای ، یعنی هنگامی که نتیجۀ کارَت را ببینی ... و اکنون را ، هر ترفندی داری به کار گیر ، و هر کوششی از تو ساخته است بکن ، و هر نیرویی می توانی برانگیز ... لیکن به خدا سوگند که هرگز نخواهی توانست خاندان وحی را نابود سازی ، و قرآن را از صحنۀ روزگار بر اندازی ... و این ننگ ( کشتن فرزندان پیامبر "ص" و اسیر کردن خاندان او ، و شکست اهداف ضدّ دینی و ضدّ قرآنی تو ) ، هیچ گاه از تاریخ زندگی تو پاک نخواهد شد ... و اینک بنگر که آیا این تصمیم تو چیزی جز سفاهت بود ؟ و روزگار ِ قدرت تو جز همین چند روز است ؟ و نیروهای تو جز رو به نابودی است ؟".
و پیشگویی بانوی بزرگوار درست بود ، زیرا یزید و جانشینان او یکی پس از دیگری از میان رفتند ، و سلطنت اُمَویها نیم قرن پس از شهادت امام حسین "ع" ساقط گشت . و مسلمانان از آن به بعد هماره یزید را لعنت می کنند ، و یاد امام حسین "ع" را در روز شهادتش و در روز ولادتش - در هر سال - گرامی می دارند .
بنگرید به کشور مصر ، که در روز میلاد امام حسین "ع" و روز میلاد خواهرش حضرت زینب "س" ، بانوی قهرمان کربلا ، در هر سال ، چه جشنهایی با شکوه می گیرند ، و با برپا کردن چادرها و طاق نصرتها ، و دایره زدن و طبل نواختن و سرود خواندن به سرور و شادمانی می پردازند . پس این تنها شیعیان نیستند که یاد امام حسین "ع" را زنده می دارند ، بلکه مسلمانان - چه عرب و چه غیر عرب - اینچنینند ، و اگر چه روشها فرق می کند و مراسم هر کدام متفاوت است ( یکی شادمانی است در روز ولادت ، و یکی سوگواری در روز شهادت ) ، لیکن جوهر همه یکی است .
من در مجلۀ "اَلغَد" (فردا) ، شمارۀ دوم فوریۀ 1959 ، مقاله ای دیدم ، دربارۀ میلاد حضرت زینب "س" ، که از جمله در آن مقاله آمده بود [ترجمه با تلخیص ] : " شخصیت حضرت زینب ، در ضمن بزرگترین پیکار در راه عقیده ، به شکل بانویی قهرمان ، دلاور ، مؤمن و شجاع جلوه گر شد ، تا آنجا که یزید بن معاویه ... به هنگامی که حضرت زینب را مانند اسیران نزد وی بردند ، و آن بانو او را مانند همۀ خائنان و قاتلان ِ پاکان لعنت کرد ، جرئت نکرد سخنان بانوی بزرگ را رد کند . از اینجاست که ما مصریان - بلکه همۀ عرب در هر جا - حضرت زینب را به عنوان بانویی قهرمان می شناسیم ؛ همچنانکه به قهرمان جاوید ، حسین بن علی - پدر شهیدان - نیز ایمان داریم . ما به این قهرمانان همه ایمان داریم ... و روز میلاد آنان را با شادمانی جشن می گیریم . و هیچ کس قدرت ندارد این محبت خالص و بی شائبه را که به ساحت پیشوای حرکت قهرمانی خارق العادۀ تاریخ ابراز می داریم از دل ما بیرون کند . این محبت ما را زنده می دارد و امید می دهد تا بکوشیم و مبارزه کنیم ، زیرا این نماد (سمبل) ، راه را برای ما روشن می کند ، و وجود ما را از آرمانهای پاک و پایبندی به شرف و آزادگی سرشار می سازد ...".
این نویسنده واقعبینانه سخن گفته و سخن حق را ابراز داشته است ؛ زیرا شرایط گذشته و کنونی ما مسلمانان توجه به این مراسم را بر ما لازم می دارد ، چون همین مراسم است که قهرمانی و دلاوری و مبارزه در راه آزادی را - که آرمانی والا و هماره است - پیوسته به یاد ما می آورد ، و ما مسلمانان را وا می دارد تا در جست و جوی حکمرانان و مسئولانی نمونه باشیم که برای وطن اسلامی و امت مسلمان تلاش می کنند ( و زیر بار حکومتهای خائن و دست نشانده نرویم ، و اگر چنین حکومتهایی داریم آنها را ساقط کنیم ).
اکنون 1318 سال از شهادت امام حسین "ع" گذشته است ، و با وجود این ، شیعیان همچنان یاد این گذشته را زنده می دارند و تجدید می کنند و بزرگ می دارند ، تا از این مراسم ، درس انقلاب و مبارزه با ظلم بیاموزند . و ما شیعه به دلیل همین اعتقادات و تعالیم خود ، مردمی انقلابی هستیم ، و همواره پیام آور انقلابهای آزادیبخشیم و از آنها استقبال می کنیم ؛ و نسبت به شهدای راه آزادی همیشه احساس و احترامی عمیق داریم ؛ و احترامی که برای امام حسین "ع" قائلیم به این دلیل است که او بزرگترین پرچمدار انقلابهای تاریخ است ، و نخستین معلم انقلابیانی است که در راه "حق و مساوات " ، انقلاب کرده اند و انقلاب می کنند . ما شیعه ، فرد پرست نیستیم ؛ آرمان پرستیم ، زیرا پیش از هر چیز مسلمانیم ، و امام حسین "ع" ، مجسمۀ والای همۀ تعالیم و ارزشها و آرمانهای جدّش رسول خداست . و او خود در راه همین تعالیم و ارزشها و آرمانها ( یعنی قرآن و اسلام ) شهید شد ، و فرزندان و یارانش در همین راه فدا گشتند ، و زنان و کودکانش در راه این دین اسیر شدند.
و برای همین امور است که مسلمانان سنّی نیز ( چنانکه اشاره شد ) ، روز میلاد امام حسین "ع" را جشن می گیرند و به پایکوبی و سرودخوانی می پردازند ، زیرا روز ولادت امام حسین "ع" روزی است که پیامبر رحمت و عدالت از آن شادمان شد . و مسلمانان شیعه در روز شهادت امام حسین "ع" ( عاشورا ) به عزاداری و سوگواری می پردازند ، زیرا در آن روز ، پیامبر اکرم داغدار و سوگوار شد ( چون در آن روز حسینش را ، و بسیاری از فرزندان و نورچشمانش را کشتند ، و زنان و کودکان او را به اسارت گرفتند ).
همچنین همۀ مسلمانان ، در آن روز ، به تَبَع ِ پیامبر اکرم "ص" ، سوگوارند ( در صورتی که به پیامبر خود وفادار باشند ، و خود را در غم بزرگ و اندوه بیکران او - در چنین مصیبتی بزرگ ، که مصیبت دین است - شریک بدانند ) ، پس این اندوه و عزاداری ، اندوه و عزاداری همۀ مسلمانان است ، و شیعه در روز عاشورا ، با سید ِ شریف رضی ( عالم بزرگوار و شخصیت بسیار والای اسلامی ، و گرد آورندۀ "نهج البلاغه") هماوازند که می گوید :
لَو رَسولُ الله ِ یَحیا بَعدَه
قَعَدَ الیوم َ عَلیه ِ لِلعَزاء
- اگر پیامبر خدا ، پس از روز عاشورا زنده بود ، همواره در این روز به عنوان "صاحب عزا" می نشست تا همه بیایند و به او تسلیت گویند.
این است که اهل سنّت روز ولادت حسین "ع" را با شادی ، بزرگ می دارند ، و شیعه روز شهادت حسین "ع" را با سوگواری ؛ و هدف هر دو طایفه یکی است : اطاعت خدا و پذیرش ولایت ، و تقرب جویی به خدای متعال و پیامبر بزرگوار ... و خداوند پاداش این عمل را به همه خواهد داد .
* بخشی از مقالۀ "استاد شیخ محمد جواد مُغنیۀ لبنانی" - رحمت الله علیه - که استاد محمد رضا حکیمی آن را ترجمه و در صفحات 103 تا 109 کتاب گرانسنگ "قیام جاودانه " که دربارۀ آموزه های فکری ، اجتماعی ، سیاسی و حتی اقتصادی قیام عاشوراست آورده است .
مطالعه این کتاب ارزشمند را بخصوص در این ایام به همۀ دوستان و مخاطبان خوب وبلاگم توصیه اکید می کنم . ناشر : دفتر نشر فرهنگ اسلامی .
پانوشت اول : امسال هم مانند سالهای گذشته ، وبلاگم را دهه اول محرم ، به نگارش یا نقل نوشته ها و مطالبی درباره قیام عاشورا اختصاص می دهم ضمن اینکه دوستان را به مطالعه نوشته های سالهای پیش نیز ارجاع می دهم .
پانوشت دوم : توصیه اکید دیگرم حضور دوستان در جلسات درس حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی است که در این دهه از زمان اذان مغرب و عشا ، در محل همیشگی خود خیابان ایران کوچه شهید ملکی برقرار است . ایشان امسال دربارۀ نقش عنصر "غیرت" در قیام امام حسین "ع" سخن می گویند .
مژدۀ دیگر در همین زمینه اینکه از امروز می توانید متن درس و فایل صوتی درسهای روز قبل حاج آقا مجتبی را در سایت ایشان به نشانی http://mojtaba-tehrani.ir بخوانید و بشنوید .
کسانی که در کنار آثار متعدد و مفید گوناگونی که درباره وجه احساسی و تاریخی ماجرای عاشورا وجود دارد ٬ علاقه مندند به وجه معرفتی و اجتماعی - فرهنگی این واقعه عظیم نیز توجه داشته باشند٬ پیشنهاد می کنم به کتاب گرانسنگ «قیام جاودانه» اثر استاد علامه محمد رضا حکیمی - صاحب مجموعه کم نظیر «الحیات» مراجعه کنند. من در این جا بخشهایی از یکی از مقالات این کتاب را به دوستانم هدیه می کنم:
***
هنگامی که می نگریم در« خطبه عاشورا» ٬ سخن از عدل می رود و از اینکه عدالت از میان رفته است ...( ۱) می فهمیم که ما نیز باید با دفاع از «عدالت» ٬ فلسفه عاشورا را زنده نگاه بداریم ٬ و با قیام برای اجرای عدالت از عاشورا دم بزنیم و خود را وارث عاشورا بدانیم.
هنگامی که می بینیم «حبیب بن مظاهر اسدی» و « سلیمان بن صرد خزاعی» ٬ در نامه خود به امام حسین«ع» ٬ از آن امام بزرگ می خواهند تا بیاید و با ظلمهای اقتصادی نیز مبارزه کند ٬ و برای غلبه سرمایه داران بر جامعه اسلامی و سرنوشت جامعه چاره ای بیندیشد(۲)٬ خوب درک می کنیم که تکلیف مسلمانان حسینی و مومنان عاشورایی چیست ٬ و وظیفه مردمی که خود را ادامه وجود و استمرار تعهد حبیب بن مظاهر ها و سلیمان بن صرد ها می دانند ( و باید هم چنین باشد) ٬ و ذکر و وردشان « یا لیتنا کنّا معکم » است ٬ یعنی «ای عاشوراییان ! کاش ما هم با شما بودیم٬ و در راه یاری حسین ٬ شهید می شدیم » ٬ کدام است ؟
... و خوب پی می بریم که آن خون که در جام خورشید ریخته است ٬ و فجر و شفق را - سرخ فام - بر سراسر آبادیها و زندگیها می تاباند٬ تجسم کدام آرمان و تبلور کدام فریاد است . این همه و این همه ٬ فریاد دفاع از حقیقت و عدالت است که از حلقوم خونین عاشورا ٬ لحظه به لحظه ٬ چونان تندرهای ستیغ لرزان ٬در اعماق زندگیها و ملتها طنین می افکند ٬ و رسالت سترگ عاشوراییان را ٬ هر چه باعظمت تر٬ منعکس می سازد...
آری ٬ مردمی که اهمیت حیاتی و دینی و انسانی عدالت را درک نکنند جاهلند. و مردمی که عدالتخواه نباشند مرده اند. و مردمی که ظلم را منحصر در ظلم سیاسی بدانند و از ظلم اقتصادی و معیشتی و فاجعه بزرگ آن - چنانکه باید- آگاه نباشند ٬ فریب خورده اند... و جامعه عاشورایی هرگز اینچنینها نیست٬ و نباید باشد... زیرا که جامعه خورشید جامعه روز است ( آگاهی و بیداری) ٬ نه جامعه شب ( جهل و فریب خوردگی).
و این همه احادیث فراوان و گوناگون که از پیامبر اکرم «ص» و ائمه طاهرین«ع» درباره «عاشورا» و زنده نگاه داشتن آن رسیده است ٬ و آن همه ذکر ثواب و فضیلت برای احیای این مراسم و حضور در آنها ٬ و آن همه زیارت و دعا درباره «عاشورا» (۳) ٬ از جمله ٬ برای احیای این آرمان خورشیدی است که یاد شد . و از اینجاست که همه امت اسلام مکلفند که همواره عاشورا را زنده نگاه دارند ٬ و همه اقالیم قبله موظفند که تلالو این حماسه خورشیدی را ٬ در طنین پر جلال آیات عدل و قسط٬ همیشه درخشان و پرتو افشان حفظ کنند ٬ و با این پشتوانه سترگ از همه ذلتها و تسلیمها برهند٬ و به همه خوابها و خمودگیها پشت کنند٬و به همه عزتها و آزادیها برسند.
مسلمانان جهان باید بیدار شوند ٬ و پرچم خونین عاشورا را برافرازند ٬ و پیوسته حلقه های این سلسله الهی را در معبر قرون و اعصار به هم بپیوندند ٬ و آیات قرآن را با خون فرزندان قرآن تفسیر کنند ٬ و عدالت را هدف قرار دهند ٬ و ذلتها را نپذیرند . مستکبران پیشین می کوشیدند تا فروغ عاشورا را بپوشانند ٬ تا بتوانند با خیال آرام ٬ به ستم و بیداد خویش ادامه دهند . امروز نیز برخی می کوشند تا گستره فروغ عاشورا را محدود سازند ٬ لیکن چگونه ممکن است ؟هنگامی که «گاندی» از درون «شبه قاره» می گوید:« من مبارزه را از شهیدان عاشورا آموختم» ٬ و شیخ محمد محمد مدنی از دامن «اهرام» می نویسد:« ما باید از یاد ماه محرم سرمشق بگیریم » ٬ و شیخ عبدالله علایلی - یکی از قله های فرهنگ لبنان - درباره یک شب عاشورا که در «قاهره» برگزار می شود ٬ کتاب « سمو المعنی فی سمو الذات» را می نگارد ٬ و متفکر اصلاح طلبی از اعماق « لاهور» فریاد می زند:
سرّ ابراهیم و اسماعیل بود
یعنی آن اجمال را تفصیل بود
ما سوی اله را مسلمان بنده نیست
پیش فرعونی سرش افکنده نیست
خون او تفسیر این اسرار کرد
ملت خوابیده را بیدار کرد
رمز قرآن از حسین آموختیم
زاتش او شعله ها اندوختیم
تار ما از زخمه اش لرزان هنوز
تازه از تکبیر او ایمان هنوز
آری٬ جوانان غیور مسلمان ٬ در هر جای جهان ٬ و از هر دو مذهب اسلامی: سنی و شیعه٬ خون خود را به حماسه حسینی پیوند زنند ٬ و در مشرق عاشورا بایستند ٬ و با تلاوت آیات فلق ٬ در الهام خونین نگاره شفق٬ درفش صلابت و مقاومت اعصار را بر افرازند ٬ و در جولانگاه شرف و آزادگی حضور داشته باشند ٬ و با غرق گشتن در زمزمه قرآن و نماز شب عاشورا ٬ و مدد جستن از مردانگی و شجاعت روز عاشورا ٬ همواره ٬ فرزندان حسین باشند و عاشورا ٬ نه ابزار دست یزید و ابن زیاد ... حسینی باشند و آزاده ٬ نه یزیدی و برده ...
--------------------------------------------
۱- مقتل معتبر «ابصار العین» ٬ از علامه شیخ محمد سماوی عراقی ٬ صفحات ۷و ۱۱.
۲-«بحار الانوار» ٬ جلد۴۴ ٬صفحه ۳۳۳ ٬ به نقل از شیخ مفید«ره».
۳- که می نگریم زیارت حضرت امام حسین «ع» ٬ بجز در روز «عاشورا» و روز «اربعین» ٬ در بسیاری از اوقات مستحب است ٬ از جمله در شب و روز اول «ماه رجب»٬ و شب و روز نیمه «ماه رجب»٬ «شب نیمه شعبان» ٬ «شبهای قدر» ٬ شب و روز «عید فطر» ٬ شب و روز «عرفه»٬ شب «عید قربان» ٬ و در روز «عید غدیر» - که بزرگترین عید اسلام٬ بلکه بشریت است - خواندن «دعای ندبه» مستحب است که در آن ذکر امام حسین «ع» و شهادت کربلا آمده است ... اینها همه بجزجنبه توحیدی و عبادی آن ٬که یاد خدا و یاد ولی شهید خداست ٬ برای توجه یافتن نفوس و ارواح است به مرکزیت حق و عدل و ایجاد آمادگی در جانها و همتها ٬ برای دفاع از حق و عدل .




